1 - از شاعر اهل بيت (عليه السلام) آقاى چايچيان، متخلص به حسان.
3 - به نقل از آيتالله العظمى شيخ لطف الله صافى گلپايگانى.
4 - كتاب بر ستيغ نور (شرح حال مرحوم آيتالله الظمعى سيد شهاب الدين مرعشى نجفى) ص 70 و 71.
6 - يعنى سرزمين قم به خاطر شكوهى كه دارد، موجب رشك و حسرت بهشت است (و بهشت از آن حسرت مىبرد) بلكه قم، جلودار و پيش قراول (اجازه دهنده ورود به بهشت) است. (يعنى پشتاز بهشت است، و بهشتيان بايد از از آن عبور كنند).
7 - ديوان امام خمينى ص 253 تا 257 كه قصيده فوق شامل 44 شعر است.
8 - كليات ديوان امام، به قطع وزيرى مجلد، در 445 صفحه، توسط موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى (رحمه الله) و منتشر شده اشت.
9 - صاحب كتاب شريف انوار المشعشعين محدث خبير مرحوم محمد على بن حسين بن على بن بهاء الدين كاتوزيان، كچوئى قمى از علماى قرن چهاردهم است و كتاب نامبرده را در سال 1325 هجرى قمرى نگاشته است. وى داماد مرحوم حجت الاسلام آقاى آميرزا ابوالحسن فرزند مرحوم حجه الاسلام آقاى حاج ملا صادق صاحب مدرسه معروف در قم (مدرسه حاج ملاصادق) بوده و اين كتاب سه جلد است. جلد اول آن فقط طبع شده كه درباره قم و تاريخ ورود حضرت معصومه (عليها السلام) و... مىباشد جلد دوم آن درباره امامزادگان و جلد سوم آن درباره محدثين قم است كه هنوز طبع نشده است. جلد اول با چاپ سنگى است كه در سال 1327 قمرى در 243 صفحه به طبع رسيده است.
10 - پسر يزدگرد از پادشاهان دلاور ايران باستان است كه پس از پدر به جاى او نشست و در زمان سلطنت خود فتوحات و پيروزىهاى او بر دشمن بسيار بوده است، وى در سال 184 قبل از هجرت ديده از جهان فرو بست.
11 - انوار المشعشعين، ج 1، ص 15.
12 - شهاب الدين ابوعبدالله، ياقوت بن عبدالله حموى صاحب كتاب مجعم البلدان از علماى برجسته و جغرافىدانهاى برازنده اسلام در قرن 13 ميلادى (وفات يافته 1229 ميلادى) است.
13 - ساسانيان پادشاهانى بودند كه پس از اشكانيان، يعنى در حدود 226 سال قبل از ميلاد، زمام حكومت ايران را به دست گرفتند، پس از ظهور اسلام در قرن اول هجرى توسط حمله مسلمانان شكست خوردند.
14 - اسكندر مقدونى، در سال 330 قبل از ميلاد به ايران حمله كرد و بر ايران مسلط شد، در همان عصر سلسله هخامنشى پايان يافت وى در سال 323 قبل از ميلاد درگذشت.
15 - هخامنشيان، سلسله پادشاهان ايران باستان هستند كه در سال 558 قبل از ميلاد سلطنت آنان توسط كورش بزرگ شروع شد تا آنكه سال 330 قبل از ميلاد توسط اسكندر مقدونى منقرض گرديد.
17 - دومين شاه پيشدادى كه اولى آنها كيومرث بوده است.
18 - حكيم ابوالقاسم فردوسى طوسى بزرگترين حماسه سراى تاريخ ايران و يكى از برجستهترين شاعران جهان است، وى در حدود هشتاد سال عمر كرد و در سال 329 قمرى در دهكده باژ طوس متولد شد و در سال 411 قمرى ديده از جهان فروبست (ناگفته نماند: در تاريخ تولد و فوت او اختلاف است آنچه در اينجا نگاشتيم صحيحتر به نظر مىرسد). (لغتنامه دهخدا).
20 - ابوموسى اشعرى (عبدالله بن قيس) از اصحاب رسول الله (صلى الله و عليه و آله و سلم)است كه در زمان آن حضرت به حكومت زبيد و عدن و سواحل يمن منصوب گرديد، در زمان عمر و عثمان حكومت بصره و كوفه و يمن را داشت. و در زمان على (عليه السلام) نيز مدتى زمامدار كوفه بود. (ريحانه الادب ج 1).
21 - خلفاى عباسى كه اولى آنها سفاح و آخرى آنها المستعصم بالله بود از سال 132 هجرى قمرى تا سال 640 يعنى در حدود پانصد سال حكومت كردند.
22 - هارون الرشيد از خلفاى عباسى، از سال 170 هجرى تا سال 193، يعنى در حدود 23 سال حكومت كرد.
23 - اقتباس از قم را بشناسيد، ص 38 و 39.
24 - اقتباس از ترجمه تاريخ قديم قم، ص 28.
25 - شيعه در اسلام، علامه طباطبايى، ص 25.
26 - ترجمه تاريخ قديم قم، ص 13.
27 - تيمور لنگ اولين پادشاه تيموريان، مردى بىرحم و سفاك بود، با تاخت و تاز و بىباكى عجيبى در سن چهل سالگى بر خراسان تاخت. رفته رفته سراسر ايران را تحت سلطه خود آورد سرانجام در سال 807 قمرى، در سن هفتاد سالگى درگذشت، مقبره وى گوراميرى در شهر سمرقند معروف است.
28 - اقتباس از نقشه قم، نشريه شهردارى، ستون اول.
30 - انوار المشعشعين، ج 1، ص 97.
31 - انوار المشعشعين، ج 1، ص 97، قريب روايت ديگرى در سفينه البحار ج 2: ص 455 و بحارالانوار، ج 60، ص 207 آمده است.
32 - سفينه البحار (قمم)؛ بحار ج 60، ص 213.
34 - معجم البلدان، ج 4، ص 397، حضرت آيتالله العظمى نجفى مرعشى (رحمه الله) فرمودند به نظر من اصح وجوه همين است كه قم معرب كم است و الان هم در كنار كوچه رهبر قم، نهرى به نام نهر كمندان معروف است.
35 - اين نامها از لابلاى اخبارى است كه در فضيلت قم امامان معصموم (عليهم السلام) رواد شده حضرت آيه الله العضمى نجفى مرعشى (رحمه الله) مىفرمود: يكى از اسمهاى معروف قم جنه البلاد بوده است، و نيز اسم ديگر آن كه كنون نيز معروف است در بهشت مىباشد و چون مجاور حضرت على بن جعفر (عليها السلام) دروازه مهم شهر بوده به همين مناسبت آنجا معروف به در بهشت شده است و گرنه يكى از نامهاى خود قم در بهشت (باب الجنه) است. شرح بيشتر در مورد علت نام گذارى به قم را در كتاب گنجينه آثار قم، ج 1، از صفحه 77 تا 88 بخوانيد.
36 - قسمتى از اين روايات در بحار، ج 6، از صفحه 211 تا 231 آمده است.
38 - بحار ج 60، ص 228، مجالس المومنين، ج 1، ص 83.
39 - مطابق بعضى از روايات آمده: يك در بهشت از قم گشوده شود (بحار، ج 60، ص 215).
40 - انوار المشعشعين، ج 1، ص 112.
41 - ... قم عش آل محمد و مأواى شيعتهم (بحار، ج 6، ص 214).
42 - انوار المشعشعين، ص 114، از آنجايى كه اهل قم ارادت خاصى به ائمه هدى (عليهم السلام) داشتند، فرزندان و نوادگان آنها را با عزت و احترام پذيرفتند، آنها با كمال آزادى بدون تقيه در قم زندگى مىكردند و تا آخر عمر در قم مىماندند و كثرت بارگاه امامزادگان حاكى از همين مطلب است، اين است كه شاعر مىگويد:
هستند چهارصد و چهل و چهار از شرف
مدفون به امر حق همه چون در دراين صدف
اولاد مرتضى على آن شاه لو كشف
فرقى مدان ميان قم و كعبه و نجف
جان مىدهند اهل خرد در نثار قم.
46 - تاريخ جديد قم، ص 7 مجالس المومنين، ج 1، ص 35.
47 - سفينه البحار (قمم) - ناگفته نماند همان گونه كه از برخى از اين روايات استفاده مىشود اين فضايل و كرامتها براى اهل قم، مخصوص افرادى است كه واقعا شيعه و ارادتمند اهل بيت (عليهم السلام) هستند، همان گونه كه در زمان اما رضا (عليه السلام) اهل قم آن گونه اخلاص را به اين خاندان داشتند، و منظور از اهل قم شامل ساكنان قم نيز خواهد شد.
48 - بحار، ج 60، ص 213 - منظور از حجت يعنى دليل، به عبارت سادهتر خداوند مردم اين شهر را محاكمه مىكند و به مردم اقامه حجت مىكند كه اگر از شهر خود گله داريد اين شهر قم است، چرا چنين نيك است و اگر از مردم اعتراض داريد اين مردم قم اند كه چگونه در راه حق رفتند و موفق بودند، شما هم مىتوانستيد مانند اينها باشيد.
49 - قاضى نور الله از علماى برجسته شيعه، و هم عصر شيخ بهايى (قرن 11 هجرى قمرى) بوده است، وى به جرم انتساب به تشيع، در هند شهيد شد، مرقد مطهرش در اكبر آباد هند مزار شيعيان است.
51 - اهل تسنن به شيعيان رافضى مىگويند، به اين بيان كه شيعيان ترك كردند گفتار زيد بن على را كه گفته بود بدگويى از ابابكر و عمر و عثمان نكيند (مجمع البحرين: واژه رفض.).
52 - معجم البلدان، ج 4، ص 397؛ مجالس المومنين، ج 1 ص 35، در معجم البلدان ج 4، ص 397 مىنويسد: صاحب بن عباد با اين شعر قاضى قم را عزل كرد
ايها القاضى بقم
قد عزلناك فقم
اى قاضى ساكن قم، تو را عزل كردم، پس برخيز و از اينجا برو
53 - مجالس المومنين، ج 1، ص 35.
55 - شرح كوتاه اين برجستگان، بعدا در زير عنوان حوزه علميه قم، خاطر نشان مىشود.
56 - اصول كافى، ج 1، ص 488 و 489، عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 149.
57 - فرحه الغرى، ص 105، سفينه البحار، ج 2، ص 447، قابل ذكر است كه علامه حلى (متوفى 726) در رساله لدلائل البرهانيه همين مطلب را بدون انتقاد، نقل كرده است (الغارات، چاپ انتشارات انجمن ملى، جلد 2، ص 857 و 858.
58 - تاريخ مذهبى قم، ص 77 و 78.
59 - اين روايت در كتاب مختصر البلدان، ص 264 آمده است.
60 - تاريخ قديم قم، ص 91، مطابق نقل تاريخ مذهبى قم، ص 75.
62 - اقتباس از عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 263؛ سفينه البحار، ج 2، ص 447.
63 - سفينه البحار، ج 4، ص 447، بحار، ج 60، ص 231، به نقل از عيوون اخبار الرضا.
64 - اقتباس از گنجينه آثار قم، ج 1، ص 154 تا 158.
65 - اقتباس از گنجينه آثار قم، ج 1، ص 159 - 161.
69 - مناقب آل ابيطالب، ج 4، ص 413.
70 - مناقب آل ابيطالب، ج 4، ص 425.
71 - كمال الدين شيخ صدوق، ج 1، ص 150 - 152.
72 - اقتباس از كشف العمه، ج 2، باب 25، ص 502.
73 - اين كتاب در سال 378 هجرى قمرى، به زبان عربى نوشته شده، و سپس در اوايل قرن نهم هجرى به فارسى ترجمه شده است، متأسفانه متن عربى آن در دست نيست، و از ترجمه آن بيش از يك چهارم برجا نمانده است.
74 - فتوح البادان بلاذرى، ص 384 و 385. تاريخ قديم قم، ص 25 و 6 و معجم البلدان، ج 4، ص 397.
75 - كامل ابن اثير، ج 4، ص 435، تاريخ طبرى، حلقه دوم، ص 992. تاريخ مذهبى قم، ص 40.
78 - اخبار الطول دينورى، ص 307.
79 - اقتباس از تاريخ قديم قم، ص 378.
80 - تاريخ قديم قم، ص 278. معجم البلدان، واژه قم.
81 - گنجينه دانشمندان، ج 1، ص 36.
83 - اقتباس از گنجينه آثار قم، ص 89 - نگارنده گويد: طبق روايات معروف، قاتل متوكل پسرش به نام منتصر بود. (تتمه المنتهى، ص 238).
84 - عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 149.
85 - فرحة الغرى، ص 105 - از اين عبارت روشن مىشود كه مدرسه فوق در قرن هفتم، يكى از مدارس حوزه علميه قم بوده است، بنابراين در قرن هفتم، حوزه علميه قم رونقى داشته است، ضمنا ناگفته نماند كه اين مدرسه هم اكنون به نام مدرسه رضويه در خيابان آذر قم قرار دارد.
87 - بهجه الامال، ج 4، ص 197؛ قاموس الرجال، ج 4، ص 178؛ معجم رجال الحديث، ج، ص 273.
88 - بحار، ج 49، ص 278؛ رجال كشى، ص 496.
89 - بهجه الامال، ج 4، ص 201؛ بحار، ج 49، ص 278.
91 - بهجه الامال، ج 2، ص 119 - 200.
92 - الاختصاص شيخ مفيد، ص 69؛ بحار، ج 47، ص 336.
93 - جامع الرواه، ج 1، ص 642؛ قاموس الرجال، ج 7، ص 232.
94 - امالى المفيد، ص 76؛ بحار، ج 47، ص 349.
95 - الاختصاص شيخ مفيد، ص 195.
96 - بعضى تعداد كتابهاى او را 94 جلد دانستهاند و گويند او در سال 207 هجرى قمرى وفات نموده است (تفسير على بن ابراهيم، ج 1، ص 10 تا 14، مقدمه).
97 - معجم رجال احاديث الشيعه، ج 1، ص 191 و 177 - قاموس الرجا، ج 1، ص 225.
99 - اعيان الشيعه، ج 10، ص 327.
100 - قاموس الرجال، ج 1، ص 262؛ اعيان الشيعه، ج 2، ص 478؛ فهرست شيخ، ص 26.
101 - اعيان الشيعه، ط جديد، ج 7، ص 225؛ قاموس الرجال، ج 4، ص 335.
102 - بهجه الامال، ج 6، ص 562.
103 - تنقيح المقال، ج 2، ص 18.
105 - معادن الحكمه، ج 2، ص 264؛ مناقب آل ابيطالب، ج 4، ص 425 و 426 (با اندكى تفاوت).
106 - اعيان الشيعه، ط جديد، ج 4، ص 154 و 155؛ بحار، ج 1، ص 84 - 88.
107 - اقتباس از فوائد الرضويه، ص 562.
108 - اقتباس از بحار، ج 51، ص 236؛ 306 و 307.
109 - تاريخ قديم قم، فهرست باب 16.
110 - بخشى از شرح حال آنها در كتاب طبقات اعلام الشيعه فى القرن الرابع ذكر شده است.
111 - كتاب النقض، ص 164. اين كتاب رد بر كتاب فضائح الروافض تأليف محمد بن محمود سلجوقى است، مرحوم عبدالجليل بن ابى الفتح، مسعود بن عيسى ابوسعيد متكلم الرازى، اين كتاب را در حدود سالهاى 559 و 566 هجرى تأليف نموده است (الذريعه علامه حاج آقا بزرگ تهرانى، ج 24، ص 284).
112 - تاريخ مذهبى قم، تأليف على اصغر فقيهى، ص 167.
113 - محمد بن محمد مفيد القمى، معروف به قاضى سعيد، از فحول علما و عرفا و فلاسفه در اواخر قرن يازده و اوائل قرن دوازده هجرى قمرى، و از شاگردان برجسته فيض كاشانى بود، مدتى به عنوان قاضى شهر قم، بر مسند قضاوت نشست، داراى تأليفات بسيار در علوم مختلف اسلامى است، فرزند ش مولا صدرالدين نيز از شخصيتهاى علمى و بزرگ به شمار مىآمد (اقباس از فوائد الرضويه، ص 627 و 628)
115 - الذريعه الى تصانيف الشيعه، ج 7، ص 153.
116 - مرجع عاليقدر، آيتالله العظمى ابوالقاسم، معروف به ميرزاى قمى فرزند محمد حسن گيلانى، در چاپلق بروجرد متولد شد، براى ادامه تحصيل به نجف اشرف رفت و سپس به قم آمد و مرجع تقليد مردم بود و سرانجام در سال 1231 هجرى قمرى در قم، رحلت كرد. مرقد مطهرش در مزار شيخان قم، زيارتگاه و محل توسل بسيارى از علما و مردم حاجتمند است.
117 - اقتباس از گنجينه آثار قم، ج 1، ص 328 تا 337.
118 - روزنامه رسالت، 14 آذر، 1374، ص 3.
119 - برابر با 1236 شمسى، ولى فرزند بزرگوارش مرحوم آيتالله شيخ مرتضى حائرى مىنويسد: چنين به نظر مىرسد كه ايشان حدود سال 1280 قمرى به دنيا آمده است (سر دلبران، ص 48.)
120 - اقتباس از گنجينه آثار قم، ج 1، ص 324؛ شرح بيشتر زندگى آيتالله حاج شيخ عبدالكريم حائرى و سير حوزه در آن عصر را در كتاب خورشيد حوزههاى علميه قم نوشته نگارنده بخوانيد.
121 - براى اطلاع كافى به پيشرفتهاى مختلف دينى، حوزوى، اجتماعى و سياسى، در عصر مرجعيت آيتالله العظمى بروجردى، به كتاب زندگانى آيتالله بروجردى نوشته استاد: على دوانى، مراجعه شود.
122 - گفتار مقام معظم رهبرى در روز 13 آذر 1374 در صحن بزرگ حرم حضرت معصومه (عليها السلام) قم.
126 - اقتباس از مجله حوزه، شماره 6 و شماره 49، ص 62.
127 - گفتار مقام معظم رهبرى در روز 13 آذر 1374 در صحن بزرگ بارگاه حضرت معصومه (عليها السلام).
128 - ديوان امام، ص 29 و 30 (مقدمه)
131 - براى توضيح بيشتر به كتابهايى كه در مورد فهرست كبت اين كتابخانهها، تدوين شده مراجعه كنيد.
133 - منسوب به برقه رود يا ببرقون، كه در پنج فرسخى قم قرار دارد.
135 - سفينه البحار، ج 1، ص 296.
137 - تحرير الوسيله، ج 1، ص 234.
139 - كامل ابن اثير، ج 6، ص 122 و 135.
140 - نماز مظلوم چندين نوع است، يك نوع آن چنين است كه، دو ركعت به نيت نماز مظلوم بخوان و پس از نماز بگو: اللهم انى مظلوم فانتصر؛ خدايا من ستمديدهام، پس انتقام مرا از او بگير. امام صادق (عليه السلام) فرمود: پس از اين نماز و دعا، خداوند ياريش را به نماز گزار مىرساند. (مكارم الاخلاق، ج 2، ص 36).
141 - مكيال المكارم، تأليف ميرزا محمد تقى موسوى اصفهانى، ج 2، ص 85.
143 - قبلا در پاورقى از او سخن به ميان آورديم.
145 - گنجينه دانشمندان، ج 1، ص 121 و 122.
146 - اقتباس از قصص العلماء، ص 10 و 11.
148 - اقتباس از مجموعه سمينا بررسى مسائل حوزه، ص 138 تا 140.
149 - تاريخ 20 ساله ايران، ج 4، ص 28، ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، ج 1، ص 68 - 69 (به طور اقتباس).
150 - شرح بيشتر برخوردهاى رضا خان با آيتالله حائرى را در كتاب خورشيد حوزههاى علميه آيتالله حائرى نوشته نگارنده بخوانيد.
151 - پندهايى از رفتار علماى اسلام، ص 21 و 22.
153 - اقتباس از زندگى زعيم بزرگ عالم شيعه، آيتالله بروجردى، ص 410 و 411.
155 - از آنجا كه مطابق نقل سبط بن جوزى در تذكره، حضرت امام كاظم (عليه السلام) داراى چهار فرزند دختر به نامهاى : فاطمه كبرى، فاطمه وسطى، فاطمه صغرى و فاطمه اخرى بود. (بحار، ج 48، ص 317) در اينكه حضرت معصومه (عليها السلام) كداميك از اينها بوده، بعضى ترديد نمودهاند، ولى از قرائن عظمت مقام معصومه (عليها السلام) نسبت و ديگران استفاده مىشود، كه او همان فاطمه كبرى (عليها السلام) بوده است.
156 - منتهى الامال، ج 2، ص 121، 149.
157 - دلائل الامامه طبرى شيعى، چاپ منشورات رضى، ص 149.
158 - دلائل الامامه طبرى شيعى، چاپ منشورات رضى، ص 149.
159 - مستدرك سفينه البحار، ج 8، ص 275.
160 - انجم فروزان، ص 58 - گنجينه آثار قم، ج 1 ص 386 - آقاى فيض در كتاب گنجينه مدعى است كه حجه الاسلام آقاى شيخ جواد مجتهد، در سفر حج، در كتابخانه مدينه طيبه، دو كتاب مذكور (الواقح و نزهه) را با زحمت يافته، و اين مطلب را از آن دو كتاب ديده است (گنجينه آثار قم، ج 1، ص 386).
161 - زندگانى حضرت موسى بن جعفر، عماد زاده، ج 2، ص 375.
162 - تاريخ قديم قم، تأليف حسن بن محمد بن حسن قمى، ص 213، بحار الانوار، ج 48، ص 290، اعيان الشيعه، ج 8، ص 391، رياحين الشريعه، ج 5، ص 32، انوار المشعسعين ج 1، ص 208، منتهى الامال، ج 2، ص 242، مراقد المعارف، ج 2، ص 163، دايره المعارف شيعه (سيد حسن امين)، ج 3، ص 231، گنجينه دانشمندان، ج 1، ص 14.
163 - وسيله المعصومين، مير ابوطالب واعظ تبريزى، ص 65، لواقح الانوار، طبف انجم فروزان، ص 58، زندگانى حضرت معصومه (عليها السلام)، تأليف مهدى منصورى، (متوفى 1146 هجرى قمرى) ص 37، كريمه اهل بيت، ص 105.
164 - مستدرك سفينه البحار، علامه شيخ على نمازى، ج 8، ص 257.
165 - رساله العربيه العلويه و اللغه المرويه، تأليف شيخ حر عاملى طبق نقل كتاب حياه الست مهدى منصورى، ص 11.
166 - وسايل الشيعه، ج 14، ص 3.
171 - سفينه البحار، ج 2، ص 376 (فطم)، بحار ج 60، ص 219.
172 - ستى در لغت به نام خانم و بانو است، اين مدرسه را از اين رو كه به بانوى جليل القدر حضرت معصومه (عليها السلام) منسوب است ستيه مىگويند، اما اينكه در افواه برخى از عوام افتاده كه در آنجا نتور حضرت بوده، اصلى ندارد وبه هيچ وجه درست نيست، و گفتن بيت النور (خانه نور) به خاطر مقدس بودن آن مكان بسيار شايسته است، گويا بعضى بر اثر ناآگاهى، به جاى بيت النور بيت التنور گفتهاند.
173 - همان مدرك، با توجه به سالروز وفات حضرت معصومه (عليها السلام) (دهم يا دوازدهم ربيع الثانى سال 201) كه قبلا ذكر شد، و 16 روز در قم زيست، نتيجه مىگيريم كه ورود حضرت معصومه (عليها السلام) به قم تقريبا در روز 23 ربيع الاول سال 201 بوده است.
174 - رياض الانساب، ص 160، مطابق نقل كتاب حياه الست، تأليف مرحوم منصورى (متوفاى سال 1406) ص 50.
175 - الحياه السياسيه للامام رضا تأليف جعفر مرتضى عاملى، ص 428 قيام سادات علوى ص 161 و 168.
176 - وسيله المعصومين، تأليف ميرزا ابوطالب بيوك، ص 68.
177 - اين اشعار در آغاز كتاب ذكر شد.
179 - بحار، ج 60، ص 219 - بعضى احتمال دادهاند كه آن دو نقاب دار حضرت رضا (عليه السلام) و امام جواد (عليه السلام) بودهاند.
181 - منتهى الامال، ج 2، ص 162 . و در كتاب تاريخ قديم قم، صفحه 218 آمده: ام اسحاق و ام حبيب، در بقعه چسبيده به مرقد مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) دفن شدهاند. محدث قمى در جاى ديگر گويد: از تاريخ قم، استفاده مىشود كه: زينب و ام محمد و ميمونه، دختران امام جواد بودهاند. (منتهى الامال، ج 2، ص 235).
182 - علاوه بر اينها، نه امام زاده ديگر، در كنار مرقد مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) دفن شدهاند كه ذكر آنها در بخش آخر خواهد آمد.
183 - اقامه البرهان در اصول دين، تأليف ميرزا موسى فرهانى، ص 479 (اين كتاب سال 1302 هجرى قمرى تأليف يافته است.)
184 - الفقيه، ج 1، ص 121 - بحار، ج 22، ص 550.
185 - تحف العقول (ترجمه شده)، ص 183.
186 - بحار، ج 48، ص 317، و ج 102، ص 266.
187 - ناسخ التواريخ، ج 3، ص 68، رياحين الشريعه، ج 5، ص 35.
192 - اين مطالب از جمله در بحار، ج 43، ص 86 و 88 نقلا شده است.
193 - اقتباس از كتاب كريمه اهل بيت، تأليف على اكبر مهدى پور، ص63 و 64.
194 - انوار المشعشعين، ج 1، ص 211.
197 - الامالى، ص 82، مطابق نقل كتاب فاطمه بنت الامام الكاظم، تأليف دكتر محمد هادى امينى، ص 61.
198 - به نقل از درياى سخن، تأليف سقازاده.
199 - اللولوالثمينه، ص 217 مطابق نقل كتاب گنجينه دانشمندان (تأليف شيخ محمد رازى) ج 1، ص 16 و 17 و آثار الحجه ج 1، ص 8.
200 - اقتباس از كتاب ارزشمند كريمه اهل بيت (عليه السلام)، ص 43 تا 45 - ماجراى فوق را مرحوم آيتالله العظمى سيد شهاب الدين مرعشى به طور مكرر براى افراد مختلف نقل كرده است. يكى از شاگرادان آيه الله نجفى مىگفت: ايشان در درس خود مىفرمود: علت آمدن من به قم، همين مطلب بود، پدرم، چهل شب در حرم حضرت على (عليه السلام) بيتوته نمود، شبى على (عليه السلام) (در حال مكاشفه) به پدر فرمود: سيد محمود چه مىخواهى؟ پدرم عرض مىكند: قبر حضرت فاطمه زهرا (عليه السلام) كجااست تا زيارت كنم، حضرت على مىفرمايد: من كه نمىتوانم بر خلاف وصيت آن حضرت، قبر او را معلوم كنم. پدرم عرض كرد: پس من در هنگام زيارت او چه كنم؟ حضرت على (عليه السلام) فرمود: خداوند مقام شكوه حضرت فاطمه (عليه السلام) را (در اين مورد) به حضرت معصومه (عليها السلام) داده است. هر كس مىخواهد زيارت حضرت فاطمه (عليه السلام) را درك كند، به زيارت حضرت فاطمه معصومه (عليها السلام) برود.
203 - اين كتاب در سال 1325 هجرى قمرى، تأليف شده.
204 - انوارالمشعشين، ج 1، ص 211.
205 - مرقد شريف اين عالم ربانى در قبرستان شيخان قم، همواره موجب كرامتها بوده است.
207 - در بعضى از روايات به جاى تعدل، تعادل آمده (بحار، ج 60، ص 219).
208 - عيون اخبار الرضا ج 2، ص 267.
210 - ناسخ التواريخ، ج 3، ص 67؛ رياحين الشريعه، ج 5، ص 35.
211 - انوار المشعشعين، ج 1، ص 212.
212 - زبده التصانيف، ج 6، ص 159.
213 - عيون الخبار الرضا، ج 2، ص 262.
218 - ولاءها و ولايتها، استاد شهيد مرتضى مطهرى، ص 73 و 82.
219 - با توجه به اينكه در آن عصر برق شهر كم بود، و تنها برقى كه موتور مستقل داشت ونور نور آن از دور پيدا بود تا برق آستانه مقدسه بود.
220 - اقتباس ازماهنامه كوثر، نشر آستانه مقدسه قم.
221 - انوار المشعشعين، ج 1، ص 212.
222 - انوار المشعشعين، ج 1 ص 216.
224 - سابقا در قم نقاره خانه بودكه كه هم اكنون در مشهد هست، طبق معمول آن زمان هرگاه كرامتى از حضرت معصومه (عليها السلام) ديده مىشد، نقاره خانه را به صدرا در مىآوردند تا مردم را از حادثه مهم، خبر دهند و هم اكنون در حال حاضر نيز، اين سنت تجديد شده است.
225 - نظير اين مطلب ا مرحوم آيه الله محقق داماد (رحمه الله) نقل شده است (زندگانى حضرت معصومه (عليها السلام)، ص 45)
226 - منتخب التواريخ، ص 495 - 496.
228 - گنجينه دانشمندان، ج 1، ص 39.
229 - بر ستيغ نور (شرح حال آيه الله نجفى مرعشى)، ص 77.
231 - واحد تبليغات آستانه مقدسه حضرت معصومه (عليها السلام)، سال 1373 شمسى.
232 - واحد تبليغات آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه (عليها السلام)، سال 1373 شمسى.
233 - واحد تبليغات آستانه مقدسه قم، سال 1375 شمسى.
234 - واحد تبليغات آستانه مقدسه قم، سال 1373 شمسى.
235 - ضبط صوتى و تصويرى اين مصاحبه با آيه الله العظمى مكارم شيرازى، در واحد فرهنگى آستانه مقدسه قم موجود است.
236 - حضرت آيه الله العظمى شيخ محمد على اراكى (رحمه الله) در سن 103 سالگى در 25 جمادى الثانى 1413 قمرى (1373 شمسى) رحلت كرد، مرقد شريفش رحلت كرد، مرقد شريفش در مسجد بالا سر حرم حضرت معصومه (عليها السلام) قرار گرفته است.
237 - واحد تبليغات آستانه مقدسه قم، سال 1373 شمسى.
239 - اقتباس از چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس (عليه السلام)، ج 3 ص 374.
240 - خاندان صفوى از سال 905 تا سال 1135 قمرى يعنى 230 سال در ايران سلطنت كردند، پادشاهان اين خاندان به اين ترتيب هستند: شاه اسماعيل اول، شاه طهماسب اول، ساه اسماعيل دوم، شاه عباس اول، شاه صفى، شاه عباس دوم، شاه سليمان، شاه سطان حسين، شاه طهماسب دوم، شاه اسماعيل سوم، شاه عباس سوم (دايره المعارف فرهنگ هنر، ص 778.)
241 - خاندان قاجاريه از سال 1200 تا سال 1339 هجرى قمرى در ايران سلطنت كردند، پادشاهان اين خاندان به اين ترتيب بودند: آقا محمد خان، فتح على شاه، محمد شاه، ناصر الدين شاه، مظفر الدين شاه، محمد على شاه و احمد شاه. (دايره المعارف فرهنگ و دانش و هنر، ص 778.)
242 - گنجينه آثار قم، ج 1، راهنماى قم، ص 32 - 40.
243 - شرح مفصل اين امور را در كتاب راهنماى قم و گنجينه آثار قم، ج 1، بخوانيم.
244 - مطابق با اين بيت، تعداد بانوان منسوب به امامان (عليه السلام) كه دركنار مرقد معصومه (عليها السلام) دفن شدهاند هفت نفر مىباشند.
245 - پيامبر فرمود: كسى كه زبان خود را از آبروى مردم نگهدارد (آبروى مردم را نبرد) خداوند در روز قيامت لغزشهاى او را پس مىگيرد. (نا ديده مىگيرد)
246 - كسى كه بين مادر و فرزندش جدايى بيندازد، خداوند بين او و بهشت جدايى مىاندازد.
247 - زنا موجب فقر و تهى دستى مىشود.
248 - خداوند متعال يار بنده خود است تا وقتى كه بنده، يار برادر خود مىباشد.
249 - توضيح بيشتر را در كتاب حضرت معصومه (عليها السلام چشمه جوشان كوثر، نوشته نگارنده بخوانيد.
250 - اقتباس ا نشريه پيام آستانه، مورخه 23 آذر 1379 ش: ص 4.
252 - هفته نامه پيام آستانه، شماره 25، تاريخ 8/12/1380 ش، ص ا و 4.
256 - همان مدرك؛ تاريخ قديم قم، ص 100.
257 - بحار، ج 60، ص 212 و 213 - اين حديث به روشنى رابطه مردم قم و ظهور امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف)را بيان مىكند، و به پايگاه شدن قم براى حكومت امام قائم (عج)، اشاره مىنمايد.
258 - بحار، ج 60، ص 218؛ تاريخ قديم قم، ص 93.
259 - بحار، ج 60، ص 217؛ تاريخ قديم قم، ص 90.
260 - تفسير برهان، ج 2، ص 406.
262 - بحار، ج 60، ص 228؛ مجالس المومنين ج 1، ص 83.
263 - سفينه البحار، ج 2، ص 447.
264 - چنان كه بعد از ذكر ماجراى مسجد جمكران، خاطر نشان مىشود، حضرت على (عليه السلام) به پايگاه شدن قم براى حكومت حضرت قائم (عجل الله تعالى فرجه الشريف)هنگام خروج، تصريح كرده است.
265 - طبق نظريه صاحب مستدرك، آيه الله حاجى نورى، سال 373 هجرى قمرى صحيح است، نه سال 293 (نجم الثاقب، ص 215 - جنه المأوى، ص 47). و علت آن را چنين بيان مىكند: زيرا شيخ صدوق قبل از سال 90 (يعنى سال 381) از دنيا رفته است. گويا حاجى نورى اشتباه فرموده، زيرا شيخ صدوق قبل از نود سال قرن چهارم از دنيا رفته، نه قبل از 90 قرن سوم، تا اين اشكال وارد شود، پس بناى نخستين مسجد جمكران در همان سال 293 بوده است (اقتباس از روح مجرد، ص 292.)
266 - ابوجعفر محمد بن على بن بابويه قمى، معروف به شيخ صدوق در سال 381 هجرى قمرى در هفتاد و چند سالگى وفات يافت، مرقدش درابن بابويه شهر رى مىباشد، او حدود سيصد جلد كتاب در فقه و حديث و رجال و كلام و... تأليف نمود. شرح حال اين بزرگوار در كتاب بحار ج 1، از صفحه 35 تا 42 آمده است.
267 - ظاهرا راز اينكه: مراسم جمكران در شبهاى چهارشنبه، واقع مىشود، همين مطلب است كه به چهارشنبه، خصوصيتى داده است.
268 - مرقد ايشان در بقعهاى واقع در كوچهاى است كه عمود بر كوچه عريض چهل اختران، در خيابان آذر، جنب ميدان كهنه است و محل زيارت شيعيان مىباشد (گنجينه آثار قم 2، ص 366.)
269 - بحار، ج 53 ص 230 تا 233 - به نقل از تاريخ قم تأليف حسن بن محمد بن حسن قمى، كه او از كتاب مونس الحزين شيخ صدوق، نقل كرده است. آيه حاجى نورى، كتاب تاريخ قم را كتاب معتبر مىداند (بحار، ج 53، ص 233) و ماجراى جمكران (كه در بالا ذكر شد) از منابع زير نقل شده است: نجم الثاقب، ص 212 - 215؛ جنه المأوى ص 42 تا 46؛ جمال الاسبوع ص 280؛ بحار ج 53، ص 230، مستدرك الوسائل ج 3، ص 337، تاريخ قم ناصر الشريعه، ص 60؛ الذريعه، ج 23، ص 282.
270 - منظور، پايگاه امام در مراحل بعد است، و گرنه بدون ترديد، نخستين پايگاه قيام آن حضرت در مكه، كنار خانه خدا است.
271 - انوار المشعشين، ج 2، ص 190 - 194.
272 - 17 رمضان سال 293 آغاز تأسيس مسجد جمكران، در عصر غيبت صغرى، در عصر نايت اول خاص امام عصر (عجل الله تعالى فرجه الشريف)عثمان بن سعيد رخ داد.
273 - از جمله از نامهايى كه قبلا معوف بوده، ولى اكنون از آن سخنى به ميان نمىآيد نام قدمگاه امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف)است كه در مورد مسجد جمكران مىگفتند.
274 - بر ستيغ نور (شرح حال آيه الله مرعشى نجفى ص 94 و 95) - شرح مبسوط درباره مسجد جمكران و فضايل و كرامات آن را در كتاب سيماى صاحب الزمان (عج) نوشته مهدى حائرى بخوانيد.
275 - مرحوم حضرت آيتالله ستوده اراكى چند سال در اين مسجد نماز جماعت خواند.
276 - منظور از نگارنده در اينجا، آيه الله صافى (مدضله) است.
277 - كتاب پاسخ به ده پرسش، تأليف آيه الله شيخ لطف الله صافى گلپايگانى، ص 31 تا 4 اين ماجرا در كتاب ارزشمند الامام المهدى من المهد الى الظهور تأليف علمه مرحوم سيد محمد كاظم قزوينى، صفحه 323 نيز آمده است.
278 - ظاهر اين است كه بگويند: لا اله الا الله وحده وحده.
280 - باب الرضوان (مخلوط)، ص 204.
281 - گنجينه آثار قم، ج 1، ص 396، شرح حال اينها در همين كتاب آمده است.
282 - خواهران موسى مبرقع به نامهاى: زينب و اميرالمؤمنين محمد و ميمونه و سپس دخترش بريهيه پس از او به قم آمده و قبر آنها در جنب مرقد مطهر حضرت معصومه (عليه السلام) است.
283 - موسى شمايلى زيبا و صورتى نورانى داشت و به روى خود نقاب مىافكند، از اين رو او را موسى مبرقع خواندند.
284 - در نزديك چهل اختران، اواخر خيابان آذر مزارى به نام سيد سربخش هست، وى به اسماعيل بن محمد بن جعفر الصادق معروف مىباشد.
285 - يگانه كسى كه فرموده قبر حضرت على بن جعفر در قم است مرحوم علامه بزرگوار ملامحمد تقى (مجلسى اول) در شرح خود بر مشيخه من لا يحضره الفقيه مىباشد.
286 - بناى قبه امام زاده ابراهيم با سعى حضرت آيه الله العظمى نجفى به نفقه و خرج مرحوم حاج حسينعلى گرى آشتبانى ساخته شده است نشب آن بزگوار را حضرت آيه الله معظم، تا حضرت كاظم (عليه السلام) بر سر در مقبرهاش نوشتهاند.
287 - گنجينه آثار قم، ج 2، ص 262.
288 - همان مدرك، ص 281، 282 و 288.
289 - گنجينه آثار قم، ج 2، ص 684- 686.
290 - باب الرضوان فى مناسب سلطان خراسان، ص 222 (مخلوط)؛ بحار، ج 102، ص 272.
291 - مدرسه مادر ناصرالدين شاه به نام مهدعليا مدرسه كوچكى از بناهاى مادر ناصرالدين شاه، جنب بقعه مادر شاه بوده است كه فعلا قمستى از آن دست خدام و قمست ديگرش خراب شده و جزو مسجد اعظم گريده است و ديگر صورت مدرسه را ندارد. و قسمتى از آن هم اكنون به صورت دفتر تشرفات حرم مطهر است.
292 - شرح دركتاب تاريخ مذهبى قم، از صحنه 6 تا 159 - و راهنماى قم.
293 - گنجينه دانشمندان، ج 1، ص 17.
294 - شرح بيشتر درباره اين كتاب را، در كتاب الذريعه فى تصانيف الشيعه، ج 4 و بحار، ج 53، ص 233 و 234، بخوانيد.